غزل شمارهٔ ۱۰۸
هوش مصنوعی: این شعر به خواننده توصیه میکند که از وابستگی به دنیا و ارزشهای آن دل بکند، زیرا این دنیا پایدار نیست و وفا و مهربانی در آن وجود ندارد. نسبت به دیگران و یاری جستن از آنها ناامید شو، چرا که یاری واقعی در اطراف نیست. همچنین، به انسان پیشنهاد میشود که از امیدهای باطل پرهیز کند و به جای آن به خود اعتماد کند و از دنیا چیزی جز خوب بودن و تلاش برای بهتر شدن نخواهد یافت. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که از زندگی و تجربیات خود بهرهبرداری کند و در جستجوی حقیقت و ارزشهای واقعی باشد.
دل بگسل از جهان که جهان پایدار نیستواثق مشو به او که به عهد استوار نیست
هوش مصنوعی: دل را از وابستگی به دنیا آزاد کن، زیرا دنیا چیزی پایدار و ماندگار نیست. به آن چیزهایی که به نظر مطمئن میآیند، اعتماد نکن چون وعدههایشان پایدار و قابل اعتماد نیستند.
در طبع روزگار وفا و کرم مجویکین هر دو مدتی است که در روزگار نیست
هوش مصنوعی: در این روزگار، انتظار وفا و بزرگواری نداشته باش، زیرا هر دوی اینها مدتی است که دیگر در زندگی وجود ندارند.
رو یار خویش باش و مجو یاری از کسیکاندر دیار خویش بدیدیم یار نیست
هوش مصنوعی: با دوستان خود باش و از دیگران یاری نطلب، زیرا در سرزمین خود، یار را ندیدهایم.
نومید شو ز هر که توانی و هرچه هستکامیدهای باطل ما را شمار نیست
هوش مصنوعی: از هر کسی و هر چیزی که میتوانی ناامید شو؛ زیرا خواستههای بیاساس ما شمارشپذیر نیستند.
عطاروار از همه عالم طمع ببرکاندر زمانه بهتر ازین هیچ کار نیست
هوش مصنوعی: از تمام عالم بهرهبرداری کن، زیرا در این دنیا هیچ کاری بهتر از این نیست.