غزل شمارهٔ ۵۰۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق عمیقش به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که در absence از معشوق، حتی یک لحظه نیز آرامش نداشته است. او از مستی و شوقی که از ابتدای خلقت دارد میگوید و اینکه در آتش دوری معشوق میسوزد. شاعر تأکید میکند که تمامی زیباییها و خوشبوها در غیاب محبت معشوق بیمعنا هستند. او در این عشق، کلید هدایت و سعادت را یافته و برای رسیدن به کمال و عشق راستین، خود را چندین بار پاک کرده است. در پایان، نام خود را به عشق و زیبایی معشوق نسبت میدهد، که در آن به مقام عرفان رسیده است.
تا عشق تو را به جان ربودمبی درد تو یک نفس نبودم
هوش مصنوعی: وقتی عشق تو در عمق وجودم نفوذ کرد، هیچگاه بدون درد و رنج تو را احساس نکردم.
از روز ازل هنوز مستموز شوق الست در سجودم
هوش مصنوعی: از آغاز روزگار تا به امروز همچنان در حال شادی و سرمستی هستم و به خاطر عشق و احساس خود در حال سجده و عبادت هستم.
گفتی که جمال خود نمایماین خود ز کمال تو شنودم
هوش مصنوعی: تو گفتی که زیباییام را به نمایش بگذارم، این سخن را از کمال تو دریافتم.
در آتش هجر انتظارممیسازم و سوخت این وجودم
هوش مصنوعی: در آتش جدایی منتظر میمانم و وجودم در این حال میسوزد.
بی لطف تو بوی خوش ندارمگر جمله گلاب و مشک و عودم
هوش مصنوعی: بدون محبت و kindness تو، حتی اگر همه عطرهای خوشبو را داشته باشم، باز هم بویی خوش ندارم.
از بوی جگر که میگدازمبر اوج فلک رسید دودم
هوش مصنوعی: وقتی بوی جگر به مشامم میرسد، احساس میکنم که بسیار بالا و در اوج آسمان قرار دارم و دود من به آسمان میرود.
مفتاح هدایتم تو دادیآنگه در اهلیت گشودم
هوش مصنوعی: تو کلید هدایت را به من دادی و من با آن درهای دانایی را گشودم.
در عشق تو یافتم سعادتصد باره درون خود زدودم
هوش مصنوعی: در عشق تو، بارها به خوشبختی دست یافتم و درونم را از هر چیزی خالی کردم.
نامم ز تو زان شده است عطارکز حسن تو عارفی نمودم
هوش مصنوعی: نام من به خاطر تو عطار شده است، زیرا زیبایی تو باعث شده که من عارفی شوم.