غزل شمارهٔ ۵۴۲
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق و دلبستگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر در حال توصیف حالاتی است که در حضور معشوق احساس میکند؛ حالاتی چون مستی و بیخودی. او به خلوت درونی و جستجوی خود اشاره میکند و میخواهد که معشوق همیشه در دلش باشد، حتی اگر این به معنای فنا و نابودی او باشد. برای شاعر، تنها بودن بدون معشوق همچون مرگ است و او از جان خود میگذرد تا در کنار معشوق باشد. در نهایت، شاعر بیان میکند که حتی اگر در ادعای سلطنت بماند، در عشق به معشوق برتر و حقیقیتر خواهد بود.
هرگاه که مست آن لقا باشمهشیار جهان کبریا باشم
هوش مصنوعی: هر زمانی که در ملاقات پرشور و عشق حضور داشته باشم، در دنیای بزرگ و معنوی نیز هشیار و بیدار هستم.
مستغرق خویش کن مرا دایمکافسوس بود که من مرا باشم
هوش مصنوعی: مرا همیشه در خود غرق کن، تا اینکه احساس ندامت نکنم به خاطر این که خودم هستم.
کان دم که صواب کار خود جویمآن دم بتر از بت خطا باشم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که زمانی که به دنبال حقیقت و درستی کارهایم هستم، در آن لحظه بهتر از کسی هستم که دچار خطا و اشتباه است. به عبارت دیگر، جستجوی راستایی و درستکاری باعث میشود که از خطا و نادرستی دور باشم.
گه گه گویی که دیگری را باشچون نیست به جز تو من که را باشم
هوش مصنوعی: گاهی به من میگویی که باید مثل دیگران باشم، اما به جز تو، من برای چه کسی باید باشم؟
تا چند کنی ز پیش خود دورمتا کی ز جمال تو جدا باشم
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی من را از خودت دور نگهداری؟ تا کی باید از زیبایی تو فاصله داشته باشم؟
از هر سویم همی فکن هر دممگذار که یک نفس مرا باشم
هوش مصنوعی: هر لحظه از همه جا به من حملهور میشوی، ولی هرگز نگذار که حتی برای یک نفس هم در کنار تو باشم.
گر تو بکشی چو شمع صد بارمچون آن تو کنی بدان سزا باشم
هوش مصنوعی: اگر تو مرا مانند شمع بکشی، من هم صد بار جان خود را فدای تو میکنم و سزاوار این کار هستم.
صد خون دارم اگر به خون خویشدر بند هزار خون بها باشم
هوش مصنوعی: من هزاران درد و رنج در دل دارم، اما اگر برای آزادی و رهایی خود به خونم احتیاج باشد، هیچ هراسی ندارم و آمادهام تا خونم را فدای خواستههایم کنم.
گفتم به بر من آی تا یکدمدر پیش تو ذرهٔ هوا باشم
هوش مصنوعی: به او گفتم بیایید به کنار من تا برای یک لحظه در حضور شما همچون ذرهای در هوا باشم.
گر قصد کنی به خون جان منبر کشتن خویشتن گوا باشم
هوش مصنوعی: اگر تصمیم بگیری که جان من را بگیری، با کشتن خودت هم میتوانی شاهد این کار باشی.
گفتی که چو باد و دم رسد کارتمن با تو در آن دم آشنا باشم
هوش مصنوعی: تو گفتی وقتی که بادی بگذرد و دم به دم تو را ببینم، من در آن لحظه با تو آشنا خواهم بود.
گر آن نفس آشنا شوی با منآنگاه من آن نفس کجا باشم
هوش مصنوعی: اگر آن روح آشنا با من شود، دیگر من کجا میتوانم باشم؟
نی نی که تو باش در بقا جملهکان اولیتر که من فنا باشم
هوش مصنوعی: اگر تو در مقام بقا باشی، من به حیات خود ادامه نخواهم داد و فنا خواهم شد.
عطار اگر فنا شوم در توگر باشم و گر نه پادشا باشم
هوش مصنوعی: اگر من در تو فنا شوم و از بین بروم، برایم مهم نیست که چه مقام و جایگاهی داشته باشم.