غزل شمارهٔ ۷۱۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از اشتیاق شدید خود برای دیدن معشوق سخن میگوید و به قدرت عشق اشاره میکند که حتی خواب را از چشم او گرفته است. او بیان میکند که یک لحظه دیدن معشوق، خوشبختی را به ارمغان میآورد و همزمان از سختیهایی که عاشقان در این مسیر متحمل میشوند، سخن میگوید. شاعر همچنین به مستی و غفلت دل در این عشق اشاره میکند و از احساس شرم مردان که در این مقام عشق غرق خواباند، صحبت میکند. در انتها، به این نکته اشاره میکند که عطار، که در این مسیر عاشقانه است، از حجاب و موانع دوری میکند، هرچند دل او تحت تاثیر حجاب عشق است.
ای اشتیاق رویت از چشم خواب بردهیک برق عشق جسته صد سد آب برده
هوش مصنوعی: ای عشق تو، چنان مرا مجذوب خود کردهای که حتی خواب هم از چشمم رفته و یک جرقه از عشق تو، تمام موانع و مشکلات را از بین برده است.
بر نطع کامرانی نور رخت به یک دمدست هزار عذرا از آفتاب برده
هوش مصنوعی: در یک لحظه، زیبایی چهرهات مانند آفتاب، هرگونه نگرانی و غم را از دلها میزداید و خوشبختی را به ارمغان میآورد.
چندین هزار عاشق بر روی تو درین رهدر خاک و خون فتاده سر در نقاب برده
هوش مصنوعی: هزاران عاشق در این مسیر به خاطر تو در خاک و خون افتادهاند و چهره خود را پوشاندهاند.
ای در غرور دل را داده شراب غفلتپس دل بده که او را مست خراب برده
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر غرور دلش را به شراب غفلت دادهای، حالا دل خودت را بده تا آن شراب تو را به حالت مستی و خرابی ببرد.
شرمت همی نیامد کاندر چنین مقامیمردان به سر دویده تو سر به خواب برده
هوش مصنوعی: شرم تو نیامده که در چنین موقعیتی، مردان به تلاش و فعالیت مشغولند و تو در خواب غفلت به سر میبری.
عطار را درین ره اندر حجاب ره نیستگرچه دلی است او را پی با حجاب برده
هوش مصنوعی: عطار در این مسیر دچار حجاب شده است و راه را نمیبیند، هرچند قلبی دارد که او را به سمت حقیقت هدایت میکند، اما این راهی که در پیش دارد، مملو از حجابها و موانع است.