پاسخ عزیزی به سالات پروردگار در روز حشر
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به روز قیامت و سؤال خداوند اشاره میکند. اگر از او درباره اعمالش سؤال شود، میگوید که از زندان دنیا آمده و در حالتی پریشان و گمراه است. او خود را بنده خدا معرفی کرده و به خاک درگاه الهی روی آورده است. عزم او بر این است که اگر خداوند به او رحمت کند، او را در آلودگیهایش مورد توجه قرار ندهد و فقط به خوبیها و نیکوکارهایش بنگرد. او تاکید میکند که زندگیاش به صورت رایگان و بدون هیچ شایستهگیای از طرف خداوند بوده و لذا ممکن است که رحمت خداوند بر او شامل شود.
آن عزیزی گفت فردا ذوالجلالگر کند در دشت حشر از من سؤال
هوش مصنوعی: عزیزم گفت که اگر فردا خداوند در روز قیامت در جلگه محشر از من سوال کند، من چه جوابی باید بدهم؟
کای فرو مانده چه آوردی ز راهگویم از زندان چه آرند ای اله
هوش مصنوعی: ای کسی که در وضعیت سختی قرار داری، از زندگیات چه به ارمغان آوردی؟ بگویم از درون این زندان، چه چیزهایی میتوانند به تو کمک کنند؟
غرق ادبارم ز زندان آمدهپای و سر گم کرده حیران آمده
هوش مصنوعی: من در دنیایی از ناامیدی غرق شدهام، مانند کسی که از زندان آزاد شده و دچار سردرگمی است، نمیدانم کجا بروم و در چه وضعیتی قرار دارم.
باد در کف خاک درگاه تومبنده و زندانی راه توم
هوش مصنوعی: باد در دستان من همانند خاکی است که در آستانه تو قرار دارد، من همچون بندهای هستم که زندانی راه تو شدهام.
روی آن دارد که نفروشی مراخلعتی از فضل درپوشی مرا
هوش مصنوعی: دارد بر من تأکید میکند که نباید مرا به بهایی کم به فروش برسانی و ویژگیهای نیکو و شایستگیام را نادیده بگیری.
زین همه آلودگی پاکم بریدر مسلمانی فرو خاکم بری
هوش مصنوعی: به خاطر تمام آلودگیهایی که دارم، من از آنها پاک میشوم و در دین اسلام به خاک میافتم.
چون نهان گردد تنم در خاک و خشتبگذری از هرچ کردم خوب و زشت
هوش مصنوعی: زمانی که بدنم در خاک و آجر پنهان شود، تو دیگر از هر چیزی که انجام دادهام، چه خوب و چه بد، عبور خواهی کرد.
آفریدن رایگانم چون رواسترایگانم گر بیامرزی سزاست
هوش مصنوعی: من بدون هیچ چشمداشتی کار میکنم، چون حق من است که به رایگان خدمت کنم. اگر ببخشی، سزاوار است که بخشیده شوم.