(۷) حکایت لیث بوسنجه
هوش مصنوعی: لیث بوسنجه به بازار رفت و پس از برخورد با ستمگری ترک، از او پرسید که چرا چنین رفتاری دارد. ترک دربارهٔ محبوبی با ویژگیهایی مانند خورشید صحبت کرد که نزدیک بودن به او از هر شادیای خوشتر است. وقتی ترک از آوازه آن فرد آگاه شد، دچار پشیمانی شد و پیش پیر آمد تا عذرخواهی کند و از گناهانش سؤال کند. پیر به او گفت که باید از نگرانیها رهاتر باشد و این خطاها طبیعی هستند. او همچنین یادآوری کرد که از بندگی خداوند هرگز نباید غافل شد و وظایف خود را در این دنیا باید بهخوبی انجام دهد زیرا خداوند بزرگ و بخشنده است و بندگی همواره وظیفهٔ انسانهاست.
برون شد لیث بوسنجه به بازارقفائی خورد از ترکی ستمگار
هوش مصنوعی: شیر جنگل به بازار آمد و دلیری از ترکهای ستمگر را به چالش کشید.
یکی گفتش که ای ترک این قفا چیستمگر تو خود نمیدانی که اوکیست
هوش مصنوعی: کسی به او گفت: ای ترک، این پشت تو چیست؟ مگر خودت نمیدانی که این چه چیزی است؟
فلانست او چو خورشیدی همه نورکه وصلش پیش سلطان خوشتر از سور
هوش مصنوعی: او مانند خورشیدی است که تمام نور را دارد و نزد سلطان، بودن در کنار او، از هر جشن و میهمانی لذتبخشتر است.
شنیده بود ترک آوازهٔ اوچو آگه شد ازان اندازهٔ او
هوش مصنوعی: ترکها آوازه و شهرت او را شنیده بودند و زمانی که از ویژگیها و مقام او باخبر شدند، شگفتزده شدند.
پشیمان گشت و چون صاحب گناهانبه پیش پیر آمد عذر خواهان
هوش مصنوعی: او پشیمان شد و مانند کسانی که گناه کردهاند، به نزد پیر (پیر با تجربه یا عارف) آمد و از او عذرخواهی کرد.
که پشتم از گناه خویش بشکستندانستم غلط کردم بدم مست
هوش مصنوعی: پشت من از گناهی که انجام دادهام به درد آمده و غمگین است. اما در آن لحظه متوجه نشدم که اشتباهی کردهام و تحت تأثیر احساساتم قرار گرفتم.
جوابش داد آن پیر دلفگارکه فارغ باش ای سرهنگ ازین کار
هوش مصنوعی: پیر حکیم به سرهنگ گفت که از این موضوع نگران نباش و بیخیال باش.
که گر این از تو بینم جز سقط نیستولی ز آنجا که رفت آنجا غلط نیست
هوش مصنوعی: اگر این حالت را از تو ببینم بیفایده است، اما از آنجا که به آنجا رفته، دیگر اشتباه نیست.
ز خضرت بین همه چیزی ولیکنمشو از بندگی یک لحظه ساکن
هوش مصنوعی: از بین همه چیزها، زیبایی و طراوت وجود دارد، اما هرگز نباید از بندگی و خدمت به خداوند حتی به مدت یک لحظه غافل شوی.
نمیدانی که مردودی تو یانیز حکم رفته مسعودی تو یانی
هوش مصنوعی: تو نمیدانی که در حال حاضر تو موفق نیستی و اینکه نظرها دربارهی تو خوب نیست.
ولی دانی که تا جان برقرارستترا بر امر رفتن عین کارست
هوش مصنوعی: اما میدانی که هر زمان که زندگی ادامه دارد، تو همواره در حال انجام کارهایی هستی که باید انجام دهی.
تو این میدانی و آن میندانییقین نتوان فکندن بر گمانی
هوش مصنوعی: تو بخوبی میدانی اما آن را نمیدانی که نمیتوان بر اساس گمان و حدس یقین پیدا کرد.
خداوندی کبیرست و کریمستترا با بندگی کاریست پیوست
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ و بخشندهای است که همیشه به بندگانش توجه دارد و ارتباطی نزدیک با آنها برقرار میکند.