(۵) حکایت سؤال کردن آن مرد دیوانه از کار حق تعالی
هوش مصنوعی: شخصی از دیوانهای در ساری پرسید که حقیقت چیست. او پاسخ داد که اگر لوح کودکان را ببینی، به درک بهتری از جهان میرسی. او گفت که زندگی فقط شامل اثبات و محو است و هیچ چیز دائمی نیست. او از درد و فریاد مردم در زمانه گلهمند بود و به زیباییهای زودگذر دنیا اشاره کرد. او همچنین از شخصیتهای بزرگ مانند پیامبر که در خاک و فقر زندگی میکردند یاد کرد و گفت که زندگی درویشی واقعی کمالی دارد که فراتر از تجملات مادی است. به طور کلی، او بر زوال دنیا و زیباییهای گذرا تأکید کرد و بر اهمیت باطن و صفای درونی نسبت به ظواهر دنیوی تأکید کرد.
یکی پرسید ازان دیوانه ساریکه ای دیوانه حق را چیست کاری
هوش مصنوعی: یک نفر از دیوانهای در ساری پرسید: ای دیوانه، حقیقت چه کاری انجام میدهد؟
چنین گفت او که لوح کودکان رااگر دیدی چنان میدان جهان را
هوش مصنوعی: او گفت: اگر لوح کودکانهای را دیدی، بدان که این لوح، به نوعی نمایانگر جهان است.
که گاه آن لوح بنگارد ز آغازگهی آن نقش کُلّی بسترد باز
هوش مصنوعی: گاهی آن لوح مقدس، از ابتدا نوشته میشود و گاهی هم آن تصویر جامع و کامل را مجدداً به یاد میآورد.
درین اشغال باشد روزگاریبجز اثبات و محوش نیست کاری
هوش مصنوعی: در این دنیا، تنها کاری که باقی مانده است، اثبات وجود و محو آن است.
فغان از خلق و فریاد از زمانهنفیر از نقش لوح کودکانه
هوش مصنوعی: آه و ناله از دست مردم و شکایت از این زمانه، صدایی مانند نواهای کودکانه از نقش و نگارهای روی لوح به گوش میرسد.
نگاری کان زنان بر دست دارنداگرچه زان نکوئی چون نگارند
هوش مصنوعی: دخترانی که زیبایی را در دستان خود دارند، هرچند که آن زیبایی مانند خودشان نیست.
دل آن بهتر کزان دربند نبوَدکه آن هم بیشِ روزی چند نبوَد
هوش مصنوعی: دل انسان باید بهتر از این باشد که در بند حیات مادی و روزمره باشد، زیرا این حالت حتی از روزی چند نیز فراتر نمیرود.
نگاری کان نخواهد ماند بر جاینه بر دستست زیبنده نه بر پای
هوش مصنوعی: یک دختری وجود ندارد که برای همیشه در جایی بماند؛ زیبایی او نه بر دستش است و نه بر پایش.
نگاری کان بسان درهم آیدچو زهر جانست جان زو پُر غم آید
هوش مصنوعی: دختری مانند درهم، وقتی نزد من میآید، مانند زهر جانم را پر از غم میکند.
اگرچه ذوقِ دنیا بیشمارستولیکن در بقا چون آن نگارست
هوش مصنوعی: هرچند زیباییها و لذتهای دنیا بسیارند، اما از نظر دوام و ماندگاری، هیچکدام به آن معشوق نمیرسند.
سر مردان عالم مصطفی بودببین تا در ره دنیا کجا بود
هوش مصنوعی: مردان بزرگ عالم، شخصیت خود را از نور مقدس پیامبر اسلام، محمد مصطفی، دریافت کردهاند. حال ببین که در این مسیر دنیوی، جایگاه آنها کجاست و چه اندازه به این نور و راه الهی وفادار ماندهاند.
چو اندر ملک درویشی سرافراختقبای مسکنت را در بر انداخت
هوش مصنوعی: وقتی در سرزمین درویشان، فردی با افتخار ، لباسِ تواضع و فروتنی را بر تن کرد و خود را از سادگی و قناعت آراسته ساخت.
طعام جوع را صد خوان بگستردبملک فقر شادروان بگسترد
هوش مصنوعی: غذای گرسنگی را صد سفره در برابر فقر خوشبختانه باز کرد.
چنان بر ملکِ دنیا خاک انداختکه رخت از خاک بر افلاک انداخت
هوش مصنوعی: به قدری بر جهان مسلط شد که توانست از زمین به آسمان برود و جایگاه خود را ارتقاء دهد.
کمال ملک درویشی چنان داشتکه آن طاقت ندانم تا توان داشت
هوش مصنوعی: کمال یک درویش به قدری بزرگ و والاتر از تواناییهای من است که من حتی نمیتوانم به آن فکر کنم یا درک کنم.