(۸) سؤال کردن سائل از مجنون
هوش مصنوعی: مجنون به دوستش میگوید که چقدر لیلی را دوست دارد. دوستش از او میپرسد که چرا این همه شعر درباره عشقش میسراید و از او میخواهد که به خود cares و زندگیاش برگردد. مجنون جواب میدهد که این عشق و دیوانگیاش از شوق و محبتش به لیلی سرچشمه میگیرد و حتی اگر میان خاک و خون باشد، این احساس برایش ارزشمند است. سرانجام، او به این نتیجه میرسد که عشق واقعی دوتایی نیست و باید خود را به طور کامل در این عشق غرق کند، حتی اگر به معنای گم شدن در آن باشد.
بمجنون گفت آن یاری ز یاریکه لیلی را تو چندین دوست داری
هوش مصنوعی: مجنون از کسی پرسید که چقدر لیلی را دوست داری، آن یار را از دیگر یارانش جدا میکرد.
بدو گفتا بحقّ عرش و کرسیکه گر من دوستش دارم چه پرسی
هوش مصنوعی: به او گفتند که به خداوند عرش و کرسی قسم، اگر من او را دوست داشته باشم، چه نیازی به سؤال کردن دربارهاش دارم؟
رفیقش گفت چندین شعر گفتنشبانروزیت نه خوردن نه خفتن
هوش مصنوعی: دوستش گفت که تو در طی شبانهروز مدام شعر میگویی و نه غذا میخوری و نه استراحت میکنی.
میان خاک و خون بودن بزاریچه بودست این همه بر دوستداری؟
هوش مصنوعی: در شرایط سخت و دشوار که انسان در میان مشکلات و چالشها قرار دارد، چه دلیلی برای داشتن این همه محبت و دوستداری وجود دارد؟
جوابش دادکان بگذشت اکنونکه مجنون لیلی و لیلیست مجنون
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اکنون دیگر زمان پاسخ دادن به اوضاع گذشته نیست؛ بلکه حالا مجنون به عشق لیلی دچارشده و لیلی هم به همین شیوه به او دل بسته است. یعنی هر دوی آنها در مسیر عشق خود غرق شدهاند و دیگر اهمیتی به چیزهای دیگر نمیدهند.
دوئی برخاست اکنون از میانههمه لیلیست، مجنون بر کرانه
هوش مصنوعی: در حال حاضر، احساسات و تمایلات مختلفی از دل یک موضوع یا موقعیت یعنی لیلی به وجود آمده است، و مجنون در کنار این احساسات قرار دارد.
چو شیر و مَی بهم پیوسته گردندز نقصان دو بودن رسته گردند
هوش مصنوعی: وقتی شیر و می به هم ملحق شوند، نقص دوگانگی از بین میرود و به شکلی واحد درمیآیند.
یکی چون آشکارا گشت اینجادوئی را نیست یارا گشت اینجا
هوش مصنوعی: وقتی که کسی در اینجا به وضوح و آشکاری رسید، دیگر جایی برای دوگانگی و اختلاف باقی نمیماند.
اگر هستی بجان او را خریدارچو تو گم گشتی او آمد پدیدار
هوش مصنوعی: اگر به دنبال حقیقت و وجود او هستی، در جستجوی او باش؛ وقتی که از او دور شدی، او خودش را به تو نشان خواهد داد.
چنان گم شو که دیگر تا توانینیابی خویش را در زندگانی
هوش مصنوعی: به قدری در زندگی غرق شو که هیچگاه نتوانی خود را پیدا کنی و از یاد ببری.