(۹) حکایت بایزید با مرد مسافر
هوش مصنوعی: در این متن، داستانی درباره بایزید و دیدار او با یک غریبه روایت میشود. غریبهای به بایزید نزدیک میشود و اقرار میکند که برای لقای او آمده است. بایزید به او پاسخ میدهد که سی سال است در آرزوی وی بوده و در پی او گشته، اما نتوانسته او را بیابد. او به وضعیتی اشاره میکند که در آن وجود بایزید بر او پنهان شده است. سپس درباره تأثیر نور و روشنایی الهی بر انسانها صحبت میکند و توضیح میدهد که هر کس که در مسیر الهی گام بردارد، میتواند به عرفان و معنویتی عمیق دست یابد. نور الهی میتواند بیپرده انسان را به حقیقت برساند و آن را از دنیای مادی دور سازد. در نهایت، خطاب به انسانهای کامل، روحانی و قدسی صحبت میشود که باید به شناخت عمیقتری از حقیقت و معرفت برسند.
برای بایزید آمد ز جائیغریبی، در بزد چون آشنائی
هوش مصنوعی: بایزید به خانهاش غریبی آمد که به او آشنا بود و با کمال محبت و صمیمیت به او سلام کرد.
میان خانه در شیخ نکورایبفکرت ایستاده بوده بر پای
هوش مصنوعی: در وسط خانه، شیخ نیکو به فکر فرو رفته و ایستاده است.
بدو گفتا نگوئی کز کجا ام؟غریبش گفت مردی آشناام
هوش مصنوعی: او گفت: "چرا نمیگویی از کجا آمدهای؟" و غریب پاسخ داد: "من مردی آشنا هستم."
غریبم آمده بهر لقائیببوی بایزید از دور جائی
هوش مصنوعی: من برای دیدار تو، ای بایزید، از دور و بیخبر آمدهام.
جوابش داد شیخ عالم افروزکه ای درویش سی سالست امروز
هوش مصنوعی: شیخ عالم افروز به درویش پاسخ داد که امروز سی سال از این ماجرا میگذرد.
که من در آرزوی بایزیدمبسی جستم ولی گردش ندیدم
هوش مصنوعی: من در آرزوی بایزید مدتها به جستجو پرداختم، اما هیچ نشانهای از او نیافتم.
ندانم تا چه افتاد و کجا شدنمیبینم مگر از چشم ما شد
هوش مصنوعی: نمیدانم چه حادثهای رخ داده و چه اتفاقی افتاده است، فقط نمیتوانم چیزی را ببینم مگر اینکه از دیدگاه ما به آن نگاه شود.
چنان در زر وجودش گشت خاموشکه میشد قرب سی سالش فراموش
هوش مصنوعی: وجود او به گونهای بیصدا و آرام شده بود که یاد و خاطرۀ او به راحتی قابل فراموشی میآمد، حتی پس از سی سال.
کسی کو جاودانه محوِ زر شدز خود هرگز نداند با خبر شد
هوش مصنوعی: کسی که به طور کامل و بیوقفه به طلا و ثروت جذب شده و از خودش غافل شده است، هرگز نمیتواند بفهمد وضعیتش چگونه است.
ولیکن کیمیا آنست مادامکه نور الله نهندش سالکان نام
هوش مصنوعی: ولی حقیقت این است که جادو و کیمیا آن زمانی پدید میآید که نور خداوند به دل سالکان و سیرکنندگان در این راه تابیده شود.
اگر بر کافری تابد زمانیفرو گیرد ز نور او جهانی
هوش مصنوعی: اگر نوری از جانب کسی که به کفر شناخته میشود بتابد، میتواند جهانی را تحت تاثیر قرار دهد و در آن نور، تمام دنیا در نور او غرق شود.
چو زد بر سحرهٔ فرعون آن نورچنان نزدیک گشتند آن چنان دور
هوش مصنوعی: زمانی که نور به سحرهٔ فرعون تابید، به طوری عجیب نزدیک و همزمان بسیار دور شد.
اگر بر پیرزن تابد زمانیکند چون رابعهش مرد جهانی
هوش مصنوعی: اگر روزی بر یک زن پیر تابش نور کند، او نیز میتواند مانند رابعه، زنانگی و زیبایی را به جهانیان نشان دهد.
وگر بر بیل زن تابد باعزازچو خرقانیش گرداند سرافراز
هوش مصنوعی: اگر بر کارگر کشاورز آفتاب بتابد، مانند اینکه در زیر چتر یک خرقه (پوشش) قرار بگیرد، او را سرافراز و شاداب میکند.
وگر یک ذرّه با معروف گرددز ترسائی بدین موصوف گردد
هوش مصنوعی: اگر شخصی به دلیل ترس از خداوند، با نیکیها و معروفات آشنا شود، به این صفات نیکو و محبوب، متصف میشود.
وگر پیش فُضَیل آید پدیدارشود از ره زنی ره دانِ اسرار
هوش مصنوعی: اگر کسی به حضور فضیل بیاید، از طریق او راههای نهان و اسرار نمایان خواهد شد.
وگر درجان ابن ادهم آیددلش سلطانِ هر دو عالم آید
هوش مصنوعی: اگر دل ابن ادهم در وجودش جای بگیرد، آنگاه او به سلطنت بر هر دو جهان دست خواهد یافت.
وگر بر تن زند دل گردد آن خاکوگر بر دل زند جانی شود پاک
هوش مصنوعی: اگر دل به تن آسیب بزند، آن تن به خاک مینشیند و اگر دل دچار مشکلات روحی شود، جان انسان پاک و خالص خواهد شد.
چو جان در خویشتن آن نور یابددو گیتی را ز هستی دور یابد
هوش مصنوعی: زمانی که روح در وجود خود روشنایی را پیدا کند، از دو جهان و مسائل دنیوی فاصله میگیرد.
چو جان زان نور گردد محو مطلقبه سبحانی برون آید و اناالحق
هوش مصنوعی: وقتی جان انسان از نور الهی روشن شود و از خودکامگی و خودپرستی رهایی یابد، به مرتبهای از معنویت میرسد که به حقیقت مطلق اشاره دارد و درمییابد که وجودش در سایهٔ وجود الهی است.
چو در صحن بهشت آید باخلاصخطابش این بوَد از حضرت خاص
هوش مصنوعی: وقتی در بهشت حضور پیدا کند، با کمال صداقت و خلوص، اینگونه با او سخن گفته میشود از سوی مقام والا.
که هست این نامه از شاه یگانهبه سوی پادشاه جاودانه
هوش مصنوعی: این نامه از سوی شاه بزرگ و منحصر به فرد به پادشاهی که همیشگی و بیپایان است، ارسال شده است.
چو از خاصّ خودش پوشند جامهز قُدّوسی بقّدوسیست نامه
هوش مصنوعی: زمانی که خاص و ویژهای، لباس قدسی به خود بپوشد، نوشتهاش نیز از جنس قدس و معنویت خواهد بود.
چو قدّوسی توانی جاودان گشتهمه تن دل همه دل نیز جان گشت
هوش مصنوعی: اگر تو به قدر و منزلت یک فرشته باشی، جاودانه خواهی شد. در این صورت، تمام وجودت، هم دل و هم جان، به ارزش و جاودانگی خواهد رسید.
چو دادت صورة خوب و صفت همبیا تا بدهدت این معرفت هم
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی و ویژگیهای خوب به تو عطا شود، برایت معرفت و درک عمیقتری نیز فراهم میشود.