(۶) حکایت ایّوب پیغامبر
هوش مصنوعی: این شعر درباره پیامبری به نام ایوب و سختیهایی که او به عنوان انسان مضطر متحمل شد، صحبت میکند. ایوب با آه و ناله به درگاه خداوند دعا کرد و سرانجام نجات یافت. زکریا نیز با اشاره به ایوب، از او میخواهد که اگر در دلش چیزی هست، آن را بیان کند تا نامش در زمره انبیاء قرار گیرد. شاعر بر این نکته تأکید دارد که در برابر دردها و مصائب، باید صبر و استقامت کرد و از درون خویش، قدرت بیان درد را پیدا کرد. او به پیچیدگیهای زندگی و وجود حجابهایی که انسان را از حقیقت دور میکند، اشاره میکند و میگوید که برای رهایی از این دردها و بندها، باید لطف و رحمت الهی ظهور کند تا درمانی برای دردهای بشری یافت شود.
بزرگی گفت ایّوب پیمبرکه چندین سال گشت از کِرم مضطر
هوش مصنوعی: بزرگی به ایوب پیامبر گفت: چه اندازه زمان گذشته است که دچار مشکلات و رنجهای زیادی شدهای.
ز چندان رنج آهی بود مقصودچو کرد آهی نجاتش داد معبود
هوش مصنوعی: در اثر بسیاری از رنجها، هیچچیز جز یک آهم وجود نداشت. اما وقتی آن آه را سر داد، خداوند او را نجات داد.
زکریا ارّهٔ بر سر بزاریبدوگفتا اگر آهی برآری
هوش مصنوعی: زکریا، اگر تیغهٔ ارّه را بر سرت گذاشتهای، بدو گفت که اگر حتی یک آه از تو برآید، به خاطر آن این کار را قبول نخواهم کرد.
کنم از انبیا بسترده نامتمزن دم تا کند ارّه تمامت
هوش مصنوعی: من از دستهای بندگان خدا گذشتهام، پس نام تو را بر زبان نیاورم تا زنجیر تو کامل نباشد.
عجایب بین کزان یک آه میخواستوزین یک خامشی را ز آه میخواست
هوش مصنوعی: عجایبی را ببین که تنها با یک آه میتوانستند به وجود بیایند و از سکوت یک نفر، این آه به وجود میآید.
نه آهی میتوان کرد از بر خویشنه خامش میتوان بودن، بیندیش
هوش مصنوعی: نه میتوانی از دل خود آه بکشید و نه میتوانی بیصدا بمانی، باید فکر کنی.
چو دریائیست این دو چشم و جانینه سر پیدا ونه بُن نه میانی
هوش مصنوعی: چشمهای او مانند دریا است و جانش به گونهای است که نه ابتدایی دارد و نه انتهایی و همچنین جایی میانی برایش مشخص نیست.
درین دریا نه خاموشی نه گفتارنه ساکن بودنت لایق نه رفتار
هوش مصنوعی: در این دریا نه سکوتی وجود دارد و نه سخنی به میان میآید، نه بودن در آنجا مناسب است و نه نوع رفتارهایت.
جوانمردا تو چندین پیچ پیچیچگونه میبری چون هیچ هیچی
هوش مصنوعی: ای جوانمردان، شما که در پیچ و خمهای زندگی گرفتارید، چگونه میتوانید این مسیرها را بگذرانید در حالی که در واقع هیچچیز از آنچه که به دنبال آن هستید، ندارید؟
هزاران پرده بیش از ظلمت و نورچگونه منقطع گردد رهی دور
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است که هزاران پرده و مانع که هم از تاریکی و هم از نور تشکیل شدهاند، از مسیر دوری جدا شوند؟
هزاران بند داری تا قیامتچگونه ره بری راه سلامت
هوش مصنوعی: تو هزاران مشکل و محدودیت داری، پس چگونه میخواهی در طول زندگی به مسیر درست و سالم ادامه دهی؟
مگر از پیش برخیزد حجابیز لطف حق بتابد آفتابی
هوش مصنوعی: تا زمانی که پردهای از رحمت الهی کنار نرود، نور حقیقت آشکار نخواهد شد.
که چون آن لطف از پیشان نباشدجهانی درد را درمان نباشد
هوش مصنوعی: چنانچه آن نعمت و مهربانی در زندگی نباشد، هیچ درمانی برای دردها و مشکلات دنیا وجود نخواهد داشت.