(۷) حکایت اعرابی در حضرت نبوّت
هوش مصنوعی: در این متن، یک اعرابی به حضور پیامبر میآید و میگوید که میخواهد اسلام بیاورد. او از پیامبر میپرسد که چه چیزی دارد. پیامبر متوجه میشود که او یک کبوتر و دو کبوتر بچه در آغوش دارد. با معجزهای که از پیامبر سر میزند، دل اعرابی به اسلام باز میشود. همچنین پیامبر در جمع اصحاب و انصار میگوید که چه جای تعجبی است، زیرا خداوند به بندگان خود محبت و رحمت بیشتری دارد. به تصویر مادر کبوتر اشاره میشود که به خاطر فرزندانش احساس شفقت میکند و این نمادی از محبت خداوند به بندگانش است.
یکی اعرابی آمد پیشِ مهترکنار خویش محکم کرده در بر
هوش مصنوعی: یک عربی به نزد فرماندهاش آمد و کنار او قرار گرفت و به طور محکم در آغوشش گرفت.
بدو گفتا که من اسلام آرماگر گوئی چه دارم در کنارم
هوش مصنوعی: به او گفتند که اگر به اسلام بیایی، بگو ببینم چه چیزی در اختیار داری.
پیمبر گفت داری یک کبوترگرفته دو کبوتر بچه در بر
هوش مصنوعی: پیامبر فرمود که تو یک کبوتر بزرگ را گرفتهای، اما در آغوش تو دو کبوتر بچه وجود دارد.
ز صدق مُعجز آن صدرِ عالیبه صدق دل مسلمان گشت حالی
هوش مصنوعی: از صداقت و راستین بودن آن صدرِ عالی، دل مسلمان راستین و صادق شود.
بدو گفت این کِه گفتت ای پیمبرپیمبر گفت حق سلطانِ اکبر
هوش مصنوعی: او به او گفت: "این که تو به او گفتی، ای پیامبر، پیامبر جواب داد که حق با سلطان بزرگ است."
در آن دم هر که آنجا از عرب بودز بهر آن کبوتر در عجب بود
هوش مصنوعی: در آن لحظه هر کسی که از عربها آنجا بود به خاطر آن کبوتر در حیرت و شگفتی به سر میبرد.
که آن هر دو کبوتر بچّه در همبزیر پرکشیده بود محکم
هوش مصنوعی: دو کبوتر بچه به طور محکم زیر بالهای هم قرار گرفته و پرواز کردهاند.
پیمبر گفت ای اصحاب و انصارشما را چه عجب آید ازین کار
هوش مصنوعی: پیامبر به یاران و حامیانش گفت: چه شگفتی از این عمل شما را به تعجب وا میدارد؟
بحقّ آن خدائی کاشکارابخلق خود فرستادست ما را
هوش مصنوعی: به خداوندی که ما را به سوی خلق خود فرستاده است، قسم.
که بر هر عاصئی کاندر جهانستخدا صد بار مشفق تر ازانست
هوش مصنوعی: خداوند نسبت به هر گناهکاری در این دنیا صد بار مهربانتر و دلسوزتر است.
که این مادر بدین دو بچّه امروزکزو گشتید جمله شفقت آموز
هوش مصنوعی: امروز این مادر به خاطر دو فرزندش به یاد محبت و عشقش به آنها، تمام تلاشش را به کار گرفته است.