بخش ۳۷ - در ختم حکایت
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عمق معنای وجود انسان و تفاوت در ادراک اشاره میکند. او میگوید که اگر انسان توانایی درک واقعیات را دارد، میتواند به مرتبهای بالاتر برسد، در غیر این صورت، مانند فردی است که با وجود داشتن آینه، نمیتواند خود را ببیند. او به انسان یادآوری میکند که با وجود قدرت و قابلیتهایش (نماد شهباز)، در دام غفلت اسیر شده است. در نهایت، او از انسان میخواهد که غفلت را کنار بگذارد و به درون خود بازگردد و راهی را بیابد که به اوصل کمال و ویژگیهای برترش منتهی شود.
بشرح جان اگر ادراک داریقدم بر فرق هفت افلاک داری
هوش مصنوعی: اگر به عمق وجود و جان خود پی ببری، میتوانی به جایگاهی بلندتر از هفت آسمان دست یابی.
وگرنه با تو گفتم شرح اسراربود چون پیش اخشم بوی گلزار
هوش مصنوعی: اگر تو را نمیدیدم و دربارهی رازها و عمق وجودم صحبت نمیکردم، مثل این بود که در حضور خشمم، بوی گلزار را حس کنم.
چه سود آید ازین آیینه داریکه پیش چشم کور آیینه داری
هوش مصنوعی: داشتن آینهای که در آن نمیتوانی خودت را ببینی، چه فایدهای دارد؟ اگر کسی نتواند ببیند، وجود آینه بیمعناست.
تو شهبازی و مرغان خشم و شهوتبپایت برنهادند بند غفلت
هوش مصنوعی: تو همچون پرندهای سلطنتطلب هستی و مرغانی که تحت تأثیر خشم و شهوت هستند، زنجیرهایی از غفلت را به پای تو بستهاند.
زیند دست غفلت پای بگشایبفرق سر ره بی سر به پیمای
هوش مصنوعی: از خواب غفلت بیدار شو و خود را از قید و بندها رها کن، چون میتوانی با خیالی آزاد به مسیری بروی که هیچ ردی از آن وجود ندارد.