بخش ۲ - الحکایه و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به یک درویش فقیر اشاره دارد که کلاهی ژنده بر سر دارد. یک نفر از او میپرسد که این کلاه را اگر میفروشد، قیمتش چقدر است. درویش پاسخ میدهد که نمیتواند دین خود را بفروشد، زیرا برای او ارزش بیشتری دارد و بسیاری حاضرند از او بخرند. او بر این نکته تأکید میکند که ارزش خود را به چیزهای مادی نمیفروشد و حتی اگر برهنه باشد، خود را بالاتر از دنیا میداند. شاعر به شنونده توصیه میکند که بیدار شود و از خواب و بیخبری خارج شود و به زندگی واقعی و معنوی خود توجه کند، زیرا زندگی کوتاه است و انسان باید در آن تصمیمات درستی بگیرد.
درآمد آن فقیر از خانقاهینهاده بر سر از ژنده کلاهی
هوش مصنوعی: فقیری از گوشهای به خانقاهی آمده و کلاهی کهنه بر سر دارد.
یکی گفتش بطیبت ای خردمندکلاه ار میفروشی قیمتش چند
هوش مصنوعی: یک نفر به مردی عاقل گفت: ای دانا، اگر کلاهی میفروشی، قیمت آن چقدر است؟
جواب این بود آن درویش دین رابکل کون نفروشم من این را
هوش مصنوعی: جواب این بود که آن درویش گفت: من دین را به هیچ چیز در دنیا نمیفروشم.
بسی خلقم خریدار کلاهاندبکل کون از من می بخواهند
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم به دنبال خرید کلاه از من هستند و به صورت کلی تمام چیزهایی را که دارم از من میخواهند.
بنفروشم که دانم بهتر ارزدکه یک نخ زو دو گیتی گوهر ارزد
هوش مصنوعی: من حاضرم این مرجان را بفروشم، چون میدانم ارزش آن بیشتر است از اینکه دو دنیا را با یک رشتهاش عوض کنم.
چه دانی تو که من در سر چه دارمچو من خود بی سرم افسر چه دارم
هوش مصنوعی: تو چه میدانی که من در دل چه افکاری دارم، زمانی که خودم هم از حال و روز خودم بیخبرم؟
دلا بیدار شو گر هست دردیتکه ناوردند بهر خواب و خوردیت
هوش مصنوعی: ای دل، بیدار شو! اگر دردی در تو هست، این را بدان که برای خواب و خوراک تو چیزی نیآوردهاند.
گرفتم جملهٔ عالم بخوردیندانی جستن از مردن بمردی
هوش مصنوعی: من تمام چیزهای دنیا را درک کردم، اما تو نمیدانی که برای فرار از مرگ باید چطور زندگی کنی.
ترا تا کی ز تو ای آفت خویشتویی آفت تو هم برخیز از پیش
هوش مصنوعی: به چه دلیل تا این اندازه خود را از من دور نگهداشتهای؟ تو خود باعث آسیبپذیریات هستی. پس بهتر است هر چه زودتر از مسیر من کنار بروی.
بگو تا کی ز بی شرمی و شوخیچه سنگین دل کسی، گویی کلوخی
هوش مصنوعی: بگو تا کی میخواهی بیشرم و شوخطبع باشی؟ دل کسی به حدی سنگین شده که مثل یک تکه سنگ بیحس و بیتحرک است.
بکن هرچت همی باید کژ و راستاگر این را نخواهد بود واخواست
هوش مصنوعی: هر کاری که میکنی باید به گونهای که لازم است انجام شود، درست و نادرست را باید در نظر بگیری؛ زیرا اگر این قوانین را رعایت نکنی، عواقبی در پی خواهد داشت.
اگر چون خاک ره زر خواهدت بودز خاک راه بستر خواهدت بود
هوش مصنوعی: اگر به مانند خاک، برایت ارزشمند و گرانبها باشد، از این رو زمین و طبیعت میتوانند کانون آسایش و آرامشت شوند.
ترا چرخ فلک در چرخه انداختکه بر یک جو زرت صد نرخه انداخت
هوش مصنوعی: سرنوشت و حوادث زندگی تو را به گردشی درآورده است که به خاطر یک جو (یک مقدار بسیار کم) باید بهای زیادی بپردازی.