تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۱۳

بستیم میان و خون دل بگشادیمپندار وجود خود ز سر بنهادیم
ما را چه کنی ملامت، ای دوست که مادر وادی بینهایتی افتادیم