تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۳۹

من بیخبر از جان و تنم، اینت عجب!خود میباید خویشتنم، اینت عجب!
با خود آیم با دگری آمدهامگویی دگری است آنچه منم، اینت عجب!