شمارهٔ ۳۵
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر از تجربهای عمیق و متاثرکننده در عشق سخن میگوید. او عشق را به گونهای توصیف میکند که چنان او را به عدم و نیستی میبرد که هویت و وجودش را از او گرفته است. شاعر بیان میکند که روح و جانش در این حالت از هستی فاصله گرفته و در جهانی خالی فرو رفته است. به عبارتی، عشق او را به اندازهای تحت تاثیر قرار داده که به حس عدم و نیستی دچار شده است.
در عشق مرا چون عدم محض فزوداز هستی خویشم عدم محض ربود
هوش مصنوعی: در عشق، وجود من را به اندازهای فزونی بخشید که احساس میکنم هیچ چیزی از وجودم باقی نمانده و همهچیزم را از دست دادهام.
چون جان و دلم در عدم محض غنودکونین مرا چون عدم محض نمود
هوش مصنوعی: وقتی که جان و دلم در حالت عدم و نیستی آرام گرفته، دنیا برای من همچون خود عدم به نظر میآید.