تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۴۱

زان روز که در صدر خودی بنشستمتا بنشستم به بیخودی پیوستم
دریای عدم شش جهتم بگرفتهستمن، یک شبنم، چه گونه گویم: هستم