شمارهٔ ۴۴
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به حالت وجود و عدم پرداخته است. او میگوید که در گفتگوهایی که داشته، به نوعی از "هیچ" و عدم آمده است. او به نوعی تمایل به گم شدن در این عدم را دارد، اما شگفتانگیزتر این است که وقتی به وجود میآید، این پدیدار شدن برایش عجیب و غریب است. به طور کلی، این اشعار به بررسی مفاهیم وجود و عدم و تضاد آنها میپردازد.
هیچم من و در گفت و شنید آمدهامدر نیست پدید و بیکلید آمدهام
هوش مصنوعی: من هیچ هستم و در گفتگوها حضور دارم؛ اما وقتی که به واقعیت نگاه میکنم، هیچ چیز در آن دیده نمیشود و من از این حالت عبور کردهام.
این نیست عجب که گم بخواهم بودناینست عجب که چون پدید آمدهام
هوش مصنوعی: غافل ماندن از وجود خود و گمکردن راه، چیز عجیبی نیست؛ ولی عجیبتر این است که در حالی که وجود دارم، هنوز خودم را نمیشناسم و از آنچه هستم غافل هستم.