شمارهٔ ۵۶
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از رنج و آتش شوق خود سخن میگوید. دل او از طمع و آرزوهای بیجا پاک شده و به شدت به غم عشق معشوق مبتلا شده است. این عشق تا جایی او را میسوزاند که جانش را که ارزشمندترین چیز است، در برابر غم معشوق به هیچ میانگارد.
دل از طمع خام چنان بریان شداز آتش شوقی که چنان نتوان شد
هوش مصنوعی: دل از آرزوها و خواستههای بیجا به شدت آسیب دیده و مانند آتشی میسوزد که شوق و اشتیاقی درونش وجود دارد و این شدت شوق به گونهای است که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
جانی که ز قدر فخر موجوداتستدر راه غم تو با عدم یکسان شد
هوش مصنوعی: جانی که به خاطر مقام والای انسانیت ارزشمند است، در مسیر اندوه تو به اندازه عدم و نیستی قرار گرفت.