شمارهٔ ۳۰
هوش مصنوعی: در این اشعار شاعر از فقدان شادی و روشنایی در زندگی سخن میگوید. او به این نکته اشاره میکند که نه از دنیای فعلی خوشحالی به دست میآید و نه از آینده امیدی وجود دارد. او احساس ناامیدی و درد ناشی از از دست دادن جان و زندگی شیرینش را بیان میکند و میگوید راهی برای خروج از این بحران و شورش درونی پیدا نمیشود.
از دنیی فانیم جوی نیست پدیدوز عقبی نیز پرتوی نیست پدید
هوش مصنوعی: از دنیای فانی ما چیزی پیدا نیست و از آخرت نیز نشانهای دیده نمیشود.
دردا که برفت جان شیرین از دستوز این شورش برون شوی نیست پدید
هوش مصنوعی: ای کاش که جان عزیزم از دست نرود و از این هیاهو و شلوغی هیچ نشانی باقی نماند.