شمارهٔ ۲۹
هوش مصنوعی: شاعر از دردی عمیق و نافذ در سینهاش صحبت میکند که او را به شدت آشفته و سرگردان کرده است. او مدت زیادی است که در جستجوی راهی به سمت نور و حقیقت (تشبیه به چشمه خضر) در تاریکی قدم میزند، اما از موقعیت خود آگاهی ندارد و نمیداند به کجا باید برود.
این درد جگرسوز که در سینه مراستمیگرداند گِرِد جهانم چپ و راست
هوش مصنوعی: درد عمیق و سوزان درون سینهام باعث میشود که تمام جوانب زندگیام را تحت تأثیر قرار دهد و مرا در درگیری و تلاطم بگذارد.
عمریست که میروم به تاریکی درو آگاه نیم که چشمهٔ خضر کجاست
هوش مصنوعی: مدتی است که در مسیر نامعلومی پیش میروم و بیخبر از اینکه سرچشمهی زندگی و آگاهی کجا قرار دارد.