شمارهٔ ۱۷
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر از احساسات عمیق و غمهای زندگی خود سخن میگوید. او بیان میکند که هر لحظه که به مرگ نزدیکتر میشود، بیشتر از زندگیاش تعجب میکند. عمرش در غم و اندوه گذشته و هیچ لحظه خوشحالی نداشته است. شاعر آرزو میکند که ای کاش بتواند مانند شب، آرامش و شادی را تجربه کند.
هر دم که زنم چو جانم آید به لبماز زندگی خویشتن اندر عجبم
هوش مصنوعی: هر لحظه که به نفس آخر نزدیک میشوم و جانم به لبم میرسد، از وضعیت زندگیام در شگفتم.
عمرم همه صرف گشت در غصّه چنانکیک خوش دلیم نبُد که خوش باد شبم!
هوش مصنوعی: عمرم تمام شده است در اندوه و غم، بهگونهای که هیچ لحظه شادی نداشتهام، حتی در شبهای خوش زندگیام!