شمارهٔ ۱۳
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از احساس تنهایی و درد ناشی از آن سخن میگوید. او میگوید که از شدت درد و بدون هیچ کس در کنار خود میمیرد. در عین حال، هر روز چیزهای باارزشی پیدا میکند، اما همچنان به خاطر بیکسی و تنگدستی رنج میکشد.
دردا که ز درد ناکسی میمیرمدر مشغلهٔ مهوّسی میمیرم
هوش مصنوعی: ای کاش که نمیمردم به خاطر غم تنهایی و بیکسی. من در شرایطی سخت و مشغولیتهای بیپایان دچار عذاب هستم و از این وضعیت به تنگ آمدهام.
هر روز هزار گنج مییابم بازاما به هزار مفلسی میمیرم
هوش مصنوعی: هر روز دستاوردهای ارزشمندی را به دست میآورم، اما به همان میزان بر اثر بیپولی و تنگدستی دچار مشکلات و ناملایمات میشوم.