شمارهٔ ۲۲
هوش مصنوعی: این شعر به نگرانی و اندیشه شاعر درباره گذر عمر و تأخیر در انجام کارهایش اشاره دارد. او میپرسد که تا کی باید در هر لحظه در غم و ناراحتی به سر برد و تا چند وقت باید بار غم را تحمل کند. شاعر به این فکر میکند که عمرش به پایان رسیده و از او کاری برنیامده است و در نهایت نگران است که این نفس و زندگیاش یک بار دیگر به او فرصتی ندهد.
تا کی بینم به هر دمی تیماریتا چند کشم به هر زمانی باری
هوش مصنوعی: من هر روز شاهد درد و رنج دیگران هستم و این وضعیت برایم خستهکننده شده است. تا کی باید این را تحمل کنم و هر بار بار سنگینی از مشکلات را بر دوش بگذارم؟
چون عمر شد و ز من نیامد کاریآخر در گیرد این نفس یکباری
هوش مصنوعی: وقتی که عمرم به سر آمد و هیچ کاری از من برنیامد، در این لحظه، این نفس باید یکباره به پایان برسد.