شمارهٔ ۲۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از نارضایتیاش از زندگی و وجود خود سخن میگوید. او به این نتیجه میرسد که نه از جسم خود راضی است و نه از زندگیاش آرامشی یافته است. او خسته از افکار بیهوده است و در نهایت از خود میپرسد که اگر وجود ندارد، چرا باید باشد. این شعر احساس پوچی و دلزدگی را به تصویر میکشد.
نه از تن خود به هیچ خشنودم مننه یک نفس از هیچ بیاسودم من
هوش مصنوعی: من از جسم خود رضایت ندارم و هیچگاه حتی برای یک لحظه هم آرامش نیافتهام.
ز اندیشهٔ بیهوده بفرسودم منآخر چو نبودهام چرا بودم من
هوش مصنوعی: در نتیجهٔ تفکرات بیفایده و بیمعنی، به خستگی دچار شدم. اگر به حقیقت برگردم، میبینم که وجودم هیچ ارزش و هدفی نداشته است.