شمارهٔ ۲۹
هوش مصنوعی: در این اشعار شاعر از عشق و فداکاری خود سخن میگوید. او به این نکته اشاره میکند که زمانی که به نیستی میرسد، در برابر در محبوبش جان را فدای او میکند. او معتقد است که نبودن در مسیر عشق چيز مهمی نیست و در نهایت به خاطر عشقش از تمام درخواستها و آرزوهای دیگر خود دست میکشد.
جانا چو به نیستی فتادم برهمدر پیش درش چو جان بدادم برهم
هوش مصنوعی: ای جانا، وقتی به نیستی و نابودی افتادم و در برابر درگاهت بودم، جانم را به تو تقدیم کردم و همه چیز را فراموش کردم.
گر نیست شدن در ره تو چیزی نیستآخر ز تقاضای نهادم بر هم
هوش مصنوعی: اگر در راه تو چیزی وجود ندارد، نهایتاً از خواستهای که در درونم دارم برهم میریزد.