شمارهٔ ۳۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از حس گمگشتگی و بیقراری خود صحبت میکند. او به این مشکل اشاره میکند که گاهی به کارهای مختلف مشغول است، اما در همان حال احساس میکند که از همه این کارها دور است. او از معشوقهاش میخواهد که اگر زمانی برسد، او را از این حال و بیقراری نجات دهد، زیرا ادامه این وضعیت برای او دشوار است.
گه گم شدهٔ هزار کارم داریگاه از همه کار برکنارم داری
هوش مصنوعی: گاهی در حالی که مشغول کارهای زیاد و مختلف هستم، تو برایم اهمیت خاصی قائل میشوی و گاهی هم احساس میکنم که از تمام کارها جدا شدم و تنها به فکر تو هستم.
گر وقت آمد مرا ز من باز رهانتا کی شب و روز بیقرارم داری
هوش مصنوعی: اگر زمانی فرا برسد که از من جدا شوی، چه زمانی میخواهی مرا در نگرانی شب و روز رها کنی؟