شمارهٔ ۳۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساس درماندگی و سردرگمی خود سخن میگوید. او بیان میکند که جز غواصی (به معنای تلاش و کاوش در عمق وجود و احساسات) هیچ تمایلی ندارد، اما با این حال توانایی ادامه دادن این غواصی را ندارد. او در حال غرق شدن در دریایی از مشکلات و احساسات است و از اینکه کسی وجود ندارد تا به او کمک کند، ناامید است.
جز غوّاصی هوس ندارم چکنمغوّاصی را نفس ندارم چکنم
هوش مصنوعی: غیر از غرق شدن در آرزوها و خواستهها، چیز دیگری در سر ندارم و بدون نیروی نفس، توانایی غواصی در این خواستهها را ندارم.
در دریائی فتادهام در گردابپروای جواب کس ندارم چکنم
هوش مصنوعی: در دل دریایی غرق شدهام و در دوراهی قرار دارم. نگران جواب هیچ کسی نیستم و نمیدانم چه باید بکنم.