تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۱۴

رفتی و مرا خار شکستی در دلدر دیدهنیی اگرچه هستی در دل
بر خاک تو برخاست دل پرخونمکز دیده برفتی و نشستی در دل