شمارهٔ ۱۵
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به احساس غم و ماتمی که پس از شب گذشته دارد، اشاره میکند. او از زیبایی گلها که ناشی از اشک و غم اوست، صحبت میکند و از طرفی بیان میکند که در لحظات راحتی و رنج، به فردی نیاز دارد که در این غم و درد با او همدردی کند، اما از آنجا که آن فرد دیگر در کنار او نیست، نمیداند با که در مورد غمش صحبت کند.
ای کرده شب باز پسین ماتم خویشگِل کرده، زمین ز دیدهٔ پر نم خویش
هوش مصنوعی: ای شب، که تا صبح سوگ و اندوه را باز میکنی، زمین را از اشکهای پر نم خود غرق در گِل کردهای.
در راحت و رنج غمگسارم تو بُدیچون تو بشدی با که بگویم غم خویش
هوش مصنوعی: من در خوشی و ناگواری، تنها به تو دلخوش بودم. حالا که تو نیستی، نمیدانم غمهایم را با که در میان بگذارم.