شمارهٔ ۲۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ناگاه به یاد معشوق خود میافتد و خاطرنشان میکند که هر جا که میرود، آثار و نشانههای او را با خود دارد. او از غم و درد ناشی از دوری میگوید و بیان میکند که حضور معشوقش مانند خطی است که دور ماه میچرخد و حالا این خط به خاک تبدیل شده و دیگر نمیتواند به زیبایی آن بیندیشد.
ناگاه چو رخ به راه میآوردیبه هرچه خط سیاه میآوردی
هوش مصنوعی: ناگهان وقتی که به راه میآمدی، هر چه که در دست داشتی، نشانههایی از تاریکی و غم را به همراه میآوردی.
دردا که به گِردِ خطّ تو خاک گرفتخطّی که به گرد ماه میآوردی
هوش مصنوعی: آه، چه تأسفبار که دور خطّ تو گرد و غبار نشسته است، همان خطی که زیباییاش به دور ماه میتابید.