شمارهٔ ۲۸
هوش مصنوعی: شاعر در این بیت به جدایی و عواطف ناشی از آن اشاره میکند. او از رفتن معشوق آگاه شده و دلش در سحرگاه پر از ناله و غم است. او به یاد ثروت و خوشبختیهای معشوقش میافتد و میپرسد که چرا او نمیدانست که این چنین به این وضعیت خواهد رسید. این شعر به درد و حسرت ناشی از دوری میپردازد.
جان را چو ز رفتن تو آگاهی شددل در سر نالهٔ سحرگاهی شد
هوش مصنوعی: زمانی که روح از رفتن تو مطلع شد، دل به فریاد و نالهای در صبح زود افتاد.
کو آن همه دولت تو ای گنج زمینکی دانستی که اینچنین خواهی شد
هوش مصنوعی: کجاست آن همه ثروت و نعمت تو، ای گنج پنهان زمین؟ کی میدانستی که به این شکل سرنوشت تو رقم خواهد خورد؟