شمارهٔ ۲۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به یاد یاری میافتد که در کنار او نیست و احساسات خود را با آرزوی دیدار او بیان میکند. او به خاک و جسم خود اشاره میکند که در انتظار بازگشت یار نشسته، و وقتی چشمانش پر از اشک میشود، دلش نیز در درد و ناامیدی است. شاعر از معشوق میخواهد که در این لحظههای انتظار، به او نزدیکتر شود.
تن خاک نشین چشم یار آمده گیرجان بستهٔ بندِ انتظار آمده گیر
هوش مصنوعی: به زمین آمده و در انتظار محبوب خود، جانش در بند عشق او گرفتار است. این لحظه را غنیمت شمار و آن را دریاب.
چون دیده ز خون دل کنارم پر کرددل نیز ز دیده بر کنار آمده گیر
هوش مصنوعی: زمانی که اشکهای دل از چشمانم سرازیر شد، دل من نیز از چشمانم دور شده است.