شمارهٔ ۳۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس تنهایی و دلتنگی خود سخن میگوید و بیان میکند که هیچکس جز معشوقش نمیتواند دلش را تسکین دهد. او در این دنیا سرگشته و آشفته است و از غمهایش میگوید که در این ملک بزرگ، هرچند او معشوق را دارد، اما از او خبری ندارد و احساس دوری میکند.
چون نیست دلم را جز ازو دلجوییسرگشته شدم گردِ جهان چون گویی
هوش مصنوعی: از آنجا که دل من تنها به محبت او وابسته است، از این رو در میان دنیا و مشکلات آن سرگردان و آشفتهام.
چه غصّه بدین رسد که از ملکِ دو کوناو رادارم وزو ندارم بویی
هوش مصنوعی: چه درد بزرگی است که از تمام جهان فقط او را دارم، اما هیچ خبری از او ندارم.