شمارهٔ ۴۸
هوش مصنوعی: این شعر از عشق و یگانگی با معشوق سخن میگوید. شاعر از زیبایی معشوق تعریف میکند و بیان میکند که تا چه حد به او وابسته شده و به خاک و خاکی بودن خود راضی است. او به وعده معشوق اشاره میکند که گفته روزی به نزدش خواهد آمد و از این میپرسد که آیا او هم باید مانند او بمیرد تا معشوق به سراغش بیاید.
در عشق تو ای خلاصهٔ زیباییبا خاک یکی شدم چه میفرمایی
هوش مصنوعی: در عشق تو، که تمام زیباییها در وجود تو خلاصه شده است، به قدری محو شدم که انگار با خاک یکی شدم. نظر تو چیست؟
گفتی: «به بر تو خواهم آمد روزی»چون من مردم مگر به خاکم آیی
هوش مصنوعی: تو گفتی که روزی به دیدنم خواهی آمد، اما حالا که من مردهام، آیا به خاک من هم خواهی آمد؟