شمارهٔ ۲۴
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده با کسی که بینا است، صحبت میکند. او از احساس تنهاییاش شکایت میکند و میگوید که به خاطر عشق آن شخص دیوانه شده است. سپس از او میپرسد که درباره دیوانگیاش چه نظری دارد.
دوش از درِ دل درآمد آن بیناییگفتا که چه میکنی درین تنهایی
هوش مصنوعی: دیشب یک فرد با بصیرت از در دل بیرون آمد و گفت: چه کار میکنی در این تنهایی؟
گفتم که زعشق تو شدم سوداییسودائی خویش را چه میفرمایی
هوش مصنوعی: به او گفتم که از عشق تو به حالت جنون و دیوانگی افتادهام، حالا نظر تو درباره این دیوانگی چیست؟