شمارهٔ ۲۲
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر از احساس ناامیدی و تنهائی خود سخن میگوید. او از پروردگار میخواهد که چرا در لحظات سخت، کسی به یاری او نیامده است. دل او به دست یکی از معشوقانش گرفته شده و در عوض، تنها صدای او را از او دریغ کردهاند. شاعر آرزو دارد که تنها یک لحظه صدایی از او بشنود، اما آن ستمگر صدایی به او نمیدهد و این موضوع او را عمیقاً رنج میدهد.
یا رب چه دمم بود که دمساز نداددل برد و دمم داد و دلم باز نداد
هوش مصنوعی: ای خدا، چرا در لحظهای که به وصال محبوب نزدیک شدم، او مرا ترک کرد و حالتی دیگر به من داد، در حالی که دل من همچنان به او وابسته ماند؟
گفتم که مرا یک نفس آواز دهدجانم شد و آن ستمگر آواز نداد
هوش مصنوعی: گفتم که یک بار صدایم کند، جانم به تنگ آمد و آن ظالم هیچ صدایی نداد.