شمارهٔ ۲۲
هوش مصنوعی: در این اشعار، گل با حسرت و عاطفه صحبت میکند و میگوید که به خاطر دلی شکسته، خون جگرش بر زمین خواهد ریخت. او خواستار بارش باران از ابر است تا آب بر چهرهاش بریزد، چرا که این قطرات آب همچون گلاب خواهند بود. در واقع، احساسات غم و زیباییها در کنار هم به تصویر کشیده شدهاند.
گل گفت: مرا خون جگر خواهد ریختبر خاک رهم کنار زر خواهد ریخت
هوش مصنوعی: گل گفت: برای اینکه به زمین بیفتم، باید خون دل خودم را بر روی خاک بریزم و در کنار زر و طلا قرار بگیرم.
ای ابر! بیا و آب زن بر رویمکآبِ رخ من گلابگر خواهد ریخت
هوش مصنوعی: ای ابر! بیایید و بر من آب بریزید، زیرا آب روی من مثل گلاب خواهد بود.