شمارهٔ ۱۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از صبح درخواست میکند که نامهربانی نکند و بر او سختی نرساند. او به موضوعی تلخ اشاره میکند که هر بار چشمش به مژگان میافتد، اشکهایی از دلش میریزد و نمیخواهد کسی به او بگوید که بخندد، زیرا غم در دل او جاری است. در کل، احساساتی از رنج و ناامیدی در این اشعار به تصویر کشیده شده است.
ای صبح مرو دم پراکنده مزنگر تیغ کشی بر من افکنده مزن
هوش مصنوعی: ای صبح، تو با اشعههای پراکندهات به من حمله نکن. اگر قرار است طعنه و نیش به من بزنی، بهتر است این کار را نکنی.
از هر مژه سیلی دگرم میریزیآبت ببرد گریهٔ من، خنده مزن
هوش مصنوعی: هر بار که اشک میریزم، به مانند قطرهای از چشمانم سرازیر میشود و این درد و اندوه من را بیشتر میکند. پس با خندهات به من نیا، چرا که غم من عمیقتر از آن است که بخواهی با شادیات مرا تسکین دهی.