شمارهٔ ۲۹
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ عشق و دلبستگی به محبوب است. شاعر از صبح میخواهد که به خودی خود روز نشود و دل او را نسوزاند. هرچند که شاعر در طول شب با لطف و زاری از محبوب خود خواسته است، اما همچنان صبح را نگران است و حسرت میخورد.
امشب بر ماست آن صنمِ جان افروزای صبح! مشو روز و مرا جان بمسوز
هوش مصنوعی: امشب آن معشوق دلفریب بر ما میتابد، ای صبح! نروید و مرا اذیت نکن.
گرچه همه شب به لطف زاری کردمهم بر دم بامدادی ای صبح امروز
هوش مصنوعی: هرچند که در طول شب دعا و خواهش کردم، اما امروز صبح نیز همانطور که هست، دردم هنوز ادامه دارد.