شمارهٔ ۳۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساس میکند که در شب هیچ تمایلی به خواب و استراحت ندارد و در کنار یار خود به حالتی خوشایند و پر از شور و شوق قرار دارد. او از صبح میخواهد که به او فرصت بدهد تا از شادیهای این شب بهرهمند شود، زیرا این شب برای او به عنوان روزی پر از زندگی و احساسات قوی به شمار میرود.
امشب که مرا نه تاب و نه تب بودستبا یار به هم جامِ لبالب بودست
هوش مصنوعی: امشب که نه حال و حوصلهای دارم و نه دلی مضطرب، با دوست در حال شادی و سرخوشی هستیم و جامی پر از نوشیدنی در دست داریم.
ای صبح! در آن کوش که امشب ندمیزیرا که مرا روز خود امشب بودست
هوش مصنوعی: ای صبح! تلاش کن که امشب نفسی نکشم، زیرا که امشب برای من روز خودم است.