شمارهٔ ۳۵
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از احساسات خود به تصویر میکشد و به تشبیه شمعی میپردازد که در میانهی درد و سوزش قرار دارد. او میگوید که اگر خوشحال باشد یا ناراحت، باز هم او را خواهند سوزاند. با این حال، اگر شمعی نیست، پس چرا در جمعهای مختلف او را به آتش میکشند. در نهایت، او در شب و در خاموشی، درست تا روشن شدن روز، در حال سوختن است.
شمعم که خوشی میان سوزم بکُشندگر بهتر و گر بتر فروزم بکُشند
هوش مصنوعی: من همچون شمعی هستم که در حال سوختن و از بین رفتن است. اگر قرار باشد خوشیام را بگیرند، چه بهتر و چه بدتر، باز هم ادامه میدهم به سوختن.
گر شمع نیم چرا به هر جمع مراشب میسوزند تا به روزم بکُشند
هوش مصنوعی: اگر من شمع نیستم، چرا در هر جمعی مرا مثل شمع میسوزاند تا به صبح برسم و بمیرم؟