شمارهٔ ۹۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق عمیق و رنجی است که شاعر از دوری معشوق خود احساس میکند. او در بیان احساساتش میگوید تا زمانی که خبر از زلف و زیبایی معشوقش دارد، جانش در درد و سوز است و مانند شمعی است که در حضور معشوق میسوزد و تا زمانی که اثر عشق بر او باقی بماند، این درد ادامه دارد.
تا از سر زلفت خبرم میماندجان بر لب و خون برجگرم میماند
هوش مصنوعی: تا زمانی که از موهای تو خبری داشته باشم، جانم در آستانهٔ مرگ و خون در جگرم باقی میماند.
من شمعِ توام که در هوای رخ تودر سوخت تنم تا اثرم میماند
هوش مصنوعی: من همچون شمعی هستم که به خاطر زیبایی تو میسوزم و این سوختن من تا زمانی که یاد و اثر من باقی بماند ادامه دارد.