تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۹۹

تا از سر‍ زلفت خبرم میماندجان بر لب و خون برجگرم میماند
من شمعِ توام که در هوای رخ تودر سوخت تنم تا اثرم میماند