تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۱۰۱

بر بوی وصال میدویدم همه سالگفتی بنشانمت ازین کار محال
جانا منِ برخاسته دل شمع توامگر بنشانی مرا بمیرم در حال