شمارهٔ ۱۰۳
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از درد و اندوه ناشی از جدایی از معشوق سخن میگوید. او به شدت تحت تاثیر این جدایی قرار گرفته و غرق در اشک و گریه است. شاعر بیان میکند که در این وضعیت احساساتش همچون شمعی سوخته است که همه چیز را فدای عشق کرده است.
در اشک خود از فرقت آن یار که بودغرقه شدم از گریهٔ بسیار که بود
هوش مصنوعی: از شدت ناراحتی و دلتنگی برای آن یار، آنچنان در اشکهای خود غرق شدهام که دیگر نمیتوانم خودم را کنترل کنم و نمیتوانم این همه گریه را تحمل کنم.
چون کار من سوخته دل سوختن استبا سر بردم چو شمع هر کار که بود
هوش مصنوعی: وقتی که کارهایم خراب شده و دلام سوزان است، همچون شمعی که در حال ذوب شدن است، با همه وجودم این درد را تحمل میکنم و هر آنچه را که هست، قبول دارم.