تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۱۰۴

گفتم:‌جانا! عهد و قرارت این استمینشمریم هیچ، شمارت این است
گفتا که تو شمعی همه شب زار بسوزچون روز درآید همه کارت این است