تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۴

شمع آمد و گفت: جانِ من میسوزدوز جان تن ناتوانِ من میسوزد
سوگند همی خورم به جان و سرِ خویشوز سوگندم زبانِ من میسوزد