شمارهٔ ۸۴
هوش مصنوعی: شمعی به انسان میگوید که چون از خودم کم شدم، میخواهم غم و اندوه خود را به عنوان آرزو به جا آورم. ای کاش هر لحظه سرم را میبریدی تا بتوانم در زانوی خود در غمهای درونم بنشینم.
شمع آمد و گفت: چون گرفتم کم خویشباری بکنم به کام دل ماتمِ خویش
هوش مصنوعی: شمع به وجود آمده و گفت: حال که خودم را کم دارم، میخواهم کاری انجام دهم که دلِ غمگینم را تسکین دهم.
ای کاش سرم میببریدی هر دمتا بر زانو نهادمی در غمِ خویش
هوش مصنوعی: ای کاش هر لحظه که غم خود را احساس میکنم، سرم را میبریدی تا بتوانم آن را بر زانویم بگذارم و به درد و اندوهم بپردازم.