تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۸۵

شمع آمد و گفت: دوربین باید بوددر زخم فراق انگبین باید بود
میخندم و باز آب حسرت در چشمیعنی که چو جان دهی چنین باید بود