تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۹۱

شمع آمد و گفت: جمع اگر بنشینندبر من دگری به راستی بگزینند
چون گردن راستان بمی باید زدبیچاره کژان! چو راستان این بینند